به گزارش پایگاه خبری دروازه اورامان میثم همتی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ با اشاره به اینکه نقدهای اخیر فلاحتپیشه نه تحلیل امنیت ملی است، نه دلسوزی برای مردم بلکه تحریف در لباس نقد است و تفاوت این دو، در بزنگاههای امنیتی، هزینه واقعی دارد، اظهار داشت: بر اساس آیه ۴۲ سوره بقره آمیختن حق و باطل—چه با تقطیع یک جمله، چه با وارونهسازی معنا—در حوزه امنیت ملی، پیامدهایش روی زمین مینشیند، نه روی کاغذ.
وی افزود: آن گزاره مشهور که دستاویز کردهاید مبنی بر اینکه «اگر آنجا نجنگیم، اینجا میجنگیم» شعار جنگطلبی نیست؛ توصیف منطق تهدید و پیشگیری است. معنایش صریح است: وقتی کانون تهدید را بیرون مرزها رها کنی، تبعاتش دیر یا زود روی امنیت داخلی مینشیند. این راهبرد میگوید هزینه تهدید را باید در نقطه مناسب و با کمترین آسیب برای مردم مدیریت کرد—نه اینکه با انفعال، میدان را به دشمن واگذار کنیم تا خودش زمان و مکان درگیری را روی شهرهای ما تعیین کند.
این تحلیلگر ژئوپلتیک بینالملل خطاب به فلاحتپیشه، تصریح کرد: شما اما با وارونهسازی القا میکنید که «این راهبرد جنگ را داخل آورد»، در حالیکه تهاجم دشمن علت است، نه دفاع. این جابهجایی علت و معلول، پایه یک تحلیل غلط و در نهایت یک نتیجهگیری خطرناک است.
همتی خاطرنشان کرد: از آن هم بدتر، استدلالی است که میگوید: «چون تهران هدف قرار گرفت، پس راهبرد شکست خورد» این منطق اگر جدی گرفته شود، یعنی هرجا دشمن ضربه زد باید نتیجه گرفت «پس دفاع غلط بود»! با این معیار، هیچ ملتی نباید دفاع کند، چون دشمن همیشه میتواند حمله کند. حمله دشمن سند حقانیت دشمن نیست؛ سند دشمنی دشمن است. دفاع و بازدارندگی را با یک رخداد تلخ نمیشود از اساس باطل اعلام کرد. اتفاقاً همین رخدادهاست که ضرورت قدرت و بازدارندگی را برجسته میکند، نه نفی آن را.
وی افزود: حالا پرسش محوریتر این است اگر دشمن در آن سالها در منطقه مشغول نمیشد—اگر فرسایش و درگیری بیرون از مرزها نبود—آیا کشور همین فرصت را برای انباشت توان دفاعی، توسعه فناوری موشکی و پهپادی، تعمیق عمق راهبردی، و ارتقای ظرفیتهای بازدارنده داشت؟ آیا همین سطح از آمادگی نظامی و صنعتی بدون آن تجربه میدانی ممکن بود؟ این پرسشها بحثهای جدی و قابل سنجشاند.
این کارشناس مسائل سیاسی اذعان کرد: دشمنی که در خارج از مرز درگیر و فرسوده میشود، دشمنی است که زمان، منابع و ابتکار عمل کمتری برای تعرض مستقیم دارد. این نه شعار است، نه توجیه؛ این منطق راهبردی است که هر تحلیلگر جدی باید با آن روبهرو شود، نه از کنارش رد شود.
وی خطاب به فلاحتپیشه افزود: شما از «فتنه به نام تداوم جنگ» سخن گفتهاید. این عبارت اتهام به نیت و مشروعیت است، نه نقد سیاست. وقتی میگویید «اینها بدون جنگ و مرگ بر این و آن چیزی برای گفتن ندارند»، تحقیر و انگزنی را جایگزین استدلال کردهاید. این روش بحث را از «تحلیل تهدید» به «فضاسازی روانی» میبرد—همان چیزی که در بزنگاهها خوراک جنگ شناختی دشمن میشود.
همتی تصریح کرد: اما پرسشهای اصلی هنوز بیپاسخ است؛ و چون شما سالها در مدار امنیت ملی بودهاید، این پرسشها برای شما الزامآورتر است: اول اینکه وقتی در جایگاه مسئولیت بودید، چه پیشنهاد مکتوب و قابل ارجاعی برای مدیریت تهدیدات منطقهای ارائه کردید؟ شماره نامه، تاریخ، مخاطب، محورهای پیشنهادیتان چیست؟
وی افزود: به عنوان سئوال دوم، اگر نسخه شما «آنجا نجنگیم» بود، جایگزین بازدارندگیتان چه بود؟ کدام سازکار عملی قرار بود دشمن را از تعرض بازدارد؟ با کدام تضمین و کدام ابزار؟ و سوم اینکه در دورهای که امکان اقدام داشتید، برای تقویت پدافند، کاهش آسیبپذیری شهری، و ارتقای بازدارندگی چه کردید؟ افکار عمومی از شما «جملههای تند» نمیخواهد؛ کارنامه میخواهد.
این وکیل پایه یک دادگستری اذعان کرد: رهبران بزرگ در بزنگاههای امنیتی با هیجان رسانهای تصمیم نمیگیرند؛ با حکمت میدانی و فهم فنون روز تصمیم میگیرند: شناخت دشمن، مهندسی قدرت، عمق راهبردی، بازدارندگی لایهای. امنیت ملی محل «بلاگرشدن» نیست و میدان تکرار کلیشههایی نیست که سالهاست در قالبهای آماده توسط رسانههای بیرونی تولید میشود: گزاره را جدا کن، سیاق را حذف کن، معنا را وارونه کن، سپس با برچسبهای سنگین افکار عمومی را تحریک کن. امنیت مردم موضوع رقابت برای دیدهشدن نیست.
همتی خطاب به فلاحتپیشه اذعان کرد: اگر نقد دارید، مستند و دقیق بگویید. اگر نسخه جایگزین دارید، قابل اجرا و قابل ارزیابی ارائه کنید. و اگر ندارید، دست کم حق را با باطل درنیامیزید و البته، انتظار داریم پست بعدی جناب فلاحتپیشه—که ظاهراً در اتاق تولید محتوا مستقر شدهاند—به گناهان نابخشودنی سیاسی دیگری نیز بپردازد: اولی دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب، همانهایی که رهبر شهید، کودکان این سرزمین را «آیندهسازان ملت» خوانده بوده اند، اما ظاهراً از منظر برخی تحلیلگران رسانهای، صرفاً با حضور خود کلاس درس، امنیت منطقه را به خطر انداختهاند؛ یا دلاوران رزمناو دنا که در رزمایشی بینالمللی خوش درخشیدند و با وجود پایبندی داوطلبانه به مقررات رزمایش و احترام به قواعد حقوق بینالملل در آبهای آزاد—از جمله خلعسلاح موقت طبق پروتکلهای توافقشده— به جرمِ «درخشش در رزمایش جهانی »، منافع آمریکا و اسرائیل را به خطر انداخته و آنان را عصبانی کردهاند و مستحق آن برخوردها بودند.چنین موضوعاتی قطعاً وایرالتر میشوند و بلاگر موفقتری خواهید شد.
انتهای خبر/


